|
|
|
به تدریج که بزرگتر شد خدا را به او چنان معرفی میکنیم که بچّهها از
او خوششان آید از لطف و کرم خدا، مهربانی و قدرت خدا و زیبا دوستی او
میگوییم . درباره بهشتی که به نیکوکاران وعده داده سخن میگوییم در این
سالها هرگز از قهرخدا و جهنم گناهکاران چیزی نگویید. کودک 6 ساله به موضوعات مذهبی علاقمند میشود . عاشق دعا، نماز و
نیایش میشود . دوست دارد برای او داستانهایی درباره خداوند بگوئید .
دوست دارد درباره پیامبران و امامان حرف بزنید و از آنها برایشان
داستانهایی تعریف کنید. امّا بعد نوبت به کنجکاوی میرسد 7. سالهها از خداوند میپرسند و در
مقایسه با 6 سالهها بیشتر خواهان اثبات وجود خدا میشوند . کودک 7 ساله
بر خلاف یکسال قبل سوالاتی را در مورد دیدن خدا، شکل خدا و غیره میپرسد .
سوالات آنها نباید به حساب سرکشی یا تمایلات ضد مذهبی قلمداد شود ، بر عکس
سوالات آنها بیشتر نشانه علاقه آنها به موضوع است. به کودکان میگوییم همه موجودات در مورد خدا و خالق خویش فکر
میکنند هر موجودی تصور میکند خدا شکل اوست و ما هم که انسانیم فکر
میکنیم شاید خدا مثل ما دو دست و پا و به صورت ما باشد ولی نه تصور آنها
و نه فکر ما درست است . برای همین هیچکس نمیداند خدا چه شکلی است . اگر
خدا موجودی بود که شکلی داشت و میشد او را دید ، همه جا نبود . اگر پیش
ما بود دیگر پیش پدرت و یا بقیهی مردم که جاهاهای دور هستند نبود و
میدانیم که خدا همه جا هست برای همین خدا دیده نمیشود.
بیاعتقادی به خدا احساس تنهائی بوجود میآورد که خود سرچشمه اختلالات روانپزشکی است.
|
پست الکترونيک آرشيو وبلاگ
88/01/01 - 88/01/31 87/12/01 - 87/12/30 87/07/01 - 87/07/30 87/01/01 - 87/01/31 86/01/01 - 86/01/31
monesam khoda
پشتيباني
|